نتایج جستجو برای عبارت :

تو مقتل تشنه لبی

با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم
کتاب مقتلی که در رابطه با عاشورا باشه و قیام امام حسین میشه گفت تعدادشون زیاده ، حتی مقاتل معتبر هم تعدادشون زیاده و اینجور نیست که بگیم فقط یک مقتل معتبر هست . اما مقتلی که زیبا و کامل و معتبر و قابل استناد هست این کتاب مقتلی هست که مرحوم مقرم نوشتن و لینک دانلودش رو هم گذاشتیم .
از اونجایی که ایام عزاداری و حال و هوای پیاده روی اربعین هنوز هست این کتاب رو معرفی می کنم و توصیه می کنم که حتما بخونید . مخصوصا زائرین ا
**صلی الله علیک یا اباعبدالله**
مسیر روضه باز به سمت گودال رفتحسین کنار آب تشنه لب از حال رفتبه سر ن زینب کنار مقتل گفتاز سر من دیگر سایه ی اقبال رفتخستگی از بدنت می ریزهداره نیزه ز تنت می ریزهمگی چی گفتی عدو سنگت زدداره خون از دهنت می ریزه
 
اگه می خواهی یک بار دیگر در محرم نفس بکشی،اگه از گریه سیری که در محرم نکردی خجلت زده ای،اگه دلت رو یک بار دیگر می خواهی به نخ علم امام حسین گره بزنی. این فیلم کوتاه رو از دست نده (فیلم)
امام حسین(ع) که در خاندانی پاک، سخاوتمند و با فضیلت پرورش یافت در مواجهه با لشکر دشمن، زیباترین و پسندیده ترین روش را برگزید.
بطوری که نکات آموزنده و تربیتی آن تا ابدیت الگو و سرمشق انسانهای آزاده قرار خواهد گرفت.در منزل ذوحسم» که امام و یارانش فرود آمدند، لشکر حر بن یزید ریاحی با هزار سوار رسید.
ابن زیاد فرمان داده بود امام حسین(ع) را هرکجا دیدند محاصره کرده و از رفتن وی به کوفه جلوگیری کنند.
امام حسین(ع) که حر و لشکریانش را تشنه یافت.
ابتدا
تشنه را عطش نمی کشد، فکر آب می کشد مراجمعه‌های سرد و بی‌طلوع، این سراب می کشد مرابس که ندبه خوانده نای من، صبح خسته از صدای منبس که چشم باز مانده‌ام، حرف خواب می‌کشد مراعاشقیّ قطره‌ای چو من، آن هم عشقِ روی مهر و ماهمن کجا و عشق او کجا، افتاب می کشد مراهرناه و هر خطای من، ثبت شد میان یک کتابچون شنیده‌ام که خوانده‌ای، این کتاب می‌کشد مراهر قنوت و هر دعای عهد، خالصانه محض روی توگوئیا حساب کرده‌ای! این حساب می‌کشد مراوعده‌های داده‌ی تو را
 
 
 

 
 
 

این رو حتما قصد داشتم بهتون بگم که: روز عاشورا از بهترین اعمالش، مقتل خوانیه.من امسال برای اولین بار به لطف خدا مقتل لهوف رو دست گرفتم از همون اول شروع کردم به خوندن. خیلی نکات جالبي داشت.و شیرین هم بود، مثل یه داستان تاریخی.نکاتی که به ذهن من میرسه اینکه:وقتی ماجرای کربلا تموم میشه و اهل بیت علیهم السلام سخنرانی می کنن، مردم گریه میکنن خیلی هم گریه می کنن.و این هم میدونستم و موکدا فهمیدم که واقعا سپاه دشمن میدونسته طرف مقابلش
 و خدا فریاد تشنه ی زمین را شنید                                 مهری کیانوش راد، اهواز  98        
سال ها رمین از بی آبی رنج می برد ، رودها خشکیدند، ریزگردها در فضای برهوت خوزستان به جولان در آمدند و زمین 
فراموش کرد؛ طعم آب را و مردم یادشان رفت؛ مسیر آب را  .
 کسانی که باید به فکر زمین و مردم باشند ؛ هر دو را فراموش کردند.
خوزستان فراموش شد.
خوزستانی که زخم جنگ را بر پیکر خود داشت و بالاتر از قهرمانی که کریمانه از خود گذشت تا ایران حفظ شود ؛فراموش شد.
 
یک لحظه تو خیمه گام،
یک لحظه تو قتلگام
لبه تشنه کشتنت پیش
چشام
 
از گریه زخمه صدام،
بارونه اشک چشام
دشمنم گریه میکرد با
گریه هام
ای حسینم ای حسینم ای
حسینم.
 
زینت دوش نبی، تو
مقتل تشنه لبي
زیر دست و پا به فکر
زینبی
 
دیدم در تاب و تبی،
دیدی با بی ادبی
من و میزدن یه عده
اجنبی
ای حسینم ای حسینم ای
حسینم.
  
رفتی ریختن سره ما،
غارت شد سنگره ما
خدا رحمی کنه به
معجره ما.
 
رفتی زخمه پره ما،
میسوزه پیکره ما
مثه انگشرت انگشتره
ما
 
آتیش دور قافله است
 
یک لحظه تو خیمه گام،
یک لحظه تو قتلگام
لبه تشنه کشتنت پیش
چشام
 
از گریه زخمه صدام،
بارونه اشک چشام
دشمنم گریه میکرد با
گریه هام
ای حسینم ای حسینم ای
حسینم.
 
زینت دوش نبی، تو
مقتل تشنه لبي
زیر دست و پا به فکر
زینبی
 
دیدم در تاب و تبی،
دیدی با بی ادبی
من و میزدن یه عده
اجنبی
ای حسینم ای حسینم ای
حسینم.
  
رفتی ریختن سره ما،
غارت شد سنگره ما
خدا رحمی کنه به
معجره ما.
 
رفتی زخمه پره ما،
میسوزه پیکره ما
مثه انگشرت انگشتره
ما
 
آتیش دور قافله است
ای پری رو ز چه رو روی نشانم ندهی / مویی از طره گیسوی نشانم ندهی
دلم از هجر رخت سوخت خدا را ز چه رو / جلوه ای زان رخ دلجوی نشانم ندهی
شد کمان قامت من همچو خم ابرویت / خمی از طاق دو ابروی نشانم ندهی
تشنه جرعه ای از جام وصالم ای دوست / قطره ای زان می مینوی نشانم ندهی
مانده ام در ره پر پیچ و خم کوی وصال / یک نشان از سر آن کوی نشانم ندهی
راه بسیار بود سوی تو ای دوست ولی / ز چه یک سوی به آن سوی نشانم ندهی
شاعر ناشناس»
مقتل میں فغاں کرتی تھی یہ فاطمہ زہرا
اصغر مرا چھوٹا ہے ترا تیر بڑا ہے
اے حرملہ تو رحم ذرا کر لے خدارا
اصغر مرا چھوٹا ہے ترا تیر بڑا ہے

چھ ماہ کا بچہ کہاں اور تجھسا کہاں مرد
ہوتا ہے تجھے دیکھ کے سینے مین مرے درد
لگتا ہیکہ پھٹ جائے گا اب مرا کلیجہ
اصغر مرا چھوٹا ہے ترا تیر بڑا ہے
اے حرملہ بس اس کو تو مہلت دے ذرا سی
کچھ دیر میں یہ پیاس سے مر جائے گا خود ہی
اصغر نے کئ روز سے پانی نہیں پایا
اصغر مرا چھوٹا ہے ترا تیر بڑا ہے
: تو اس کی ذرا چھوٹی سی گردن پہ نظ
کشتن عاشق به جرم عاشقی دشوار نیست / هر که عاشق شد برایش سر سپردن عار نیست
میثم تمار را نازم که که میگفت این سخن / سرفرازی بهر عاشق جز فراز دار نیست
قابلیت باید انسان را که گردد سرفراز / ورنه هرسر لایق ایثار راه یار نیست
مهر آل الله را با سیم و زر نتوان خرید / کار عشق است و کار درهم و دینار نیست
گفت شاه تشنه کامان روز عاشورا چنین / سر به راه دوست دادن بهر من دشوار نیست
تشنه ام من تشنه آزادی وآزادگی / ورنه در من ذره ای از تشنگی آثار نیست
مکتب ما را شعار
دانلود مداحی بذار تشنه بمونم با نوای حاج مهدی رسولی
شب هفتم محرم 98 - هیئت ثارالله زنجان
متن مداحی:
بذار تشنه بمونم
بذار آب ببندن
بذار وقتی میبینن تلظی مو بخندن
دنیا شمشیر بشه من از پدر نمی بُرم
اون آبی که تو براش رو بزنی نمی خورم
من حنجرم رو میدم که تو رو نزنی
اصلا سرم رو میدم که تو رو نزنی
بدم المظلوم یا ابالمظلوم
میخوام مرد نبرد شم
میخوام مثل عمو شم
میخوام تا که منم با سه شعبه روبرو شم
باید مثل مادرت برا امام سپر بشم
باید مثل داداشم پیشمرگ پدر
محبت به دنیا و غرق شدن در امور دنیوی طبق آموزه های دینی سرچشمه همه گناهان است. جالبتر اینکه در این اینکه نوع انسانها هرچه بیشتر از دنیا بهره مند شوند حرص و طمعشان نسبت به آن افزایش پیدا کرد  حضرت باب الحوائج امام موسی بن جعفر علیه السلام ضمن تمثیلی زیبا این مطلب را بیان می دارند:
مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه کامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را
همزمان با فرارسیدن ماه محرم، بسته جامع محتوایی شامل مقتل و اشعار ویژه مصیبت، نوحه، واحد، دو دمه و شور به مناسبت هرروز این ماه شریف، ارائه خواهد شد.
اولین شب ماه محرم در هیأت‌های مذهبی به عزاداری برای شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) پسرعمو و نماینده امام حسین (ع) پرداخته می‌شود.
براساس این گزارش، در زیر خلاصه‌ای از مقتل صحیح شهادت حضرت مسلم ارائه می‌شود:
وقتی خبر دستگیری هانی به گوش حضرت مسلم رسید، به همراه کسانی که با او بیعت کرده بودند از خانه
 
 
صورة تاریخیة للشیخ عبداهراء الکعبی اثناء اداءهم لشعیرة المشی على الجمر کربلاء المقدسة عام 1382 ه‍.ق
عکس تاریخی از شیخ عبداهرا کعبی در حال انجام شعیره (عزاداری) راه رفتن بر آتش در کربلا
 
 
 
====چند ویدئو مرتبط با شیخ عبداعرا کعبی
 
ماجرای شیخ عبداهرا کعبی و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان امام حسین علیه السلام /
سخنران : استاد بندانی نیشابوری /ایام فاطمیه 1435 مورخ 1392/12/20 
 
 
===
کلیپ سخنرانی حجت الاسلام اصفهانی
ماجرای خو
رن میں یہ کہتے تھے شبیر کہا ہو اکبر
ٹھوکریں کھاتا ہے اک پیر کہاں ہو اکبر
 
جب ستمگار نے نیزہ تمھیں مارا بیٹا
اور مقتل سے مجھے تم نے پکارا بیٹا
چھن گئ آنکھوں کی تنویر کہاں ہو اکبر
رن میں یہ۔۔۔
 
اب میں دوگام بھی بیٹا نہیں چل پاتا ہوں
ٹھوکریں کھا کے ہر اک گام پہ گر جاتا ہوں
کس جگہ لائی ہے تقدیر کہاں ہو اکبر
رن میں یہ۔۔۔
 
درد و آلام سے ہمت نہیں ہارو بیٹا
مری آواز پہ لبيک پکارو بیٹا
اے مرے نانا کی تصویر کہاں ہو اکبر
رن میں یہ۔۔۔
 
کس طرح تمکو بتاوں میں
 
پس از هبوط آدم،
حوّا
به قساوتی خفته در دل،
به سنگینی نگاهی ابدی، پابند شد.
حوّا
آن غزل پیچیده‌ی آفرینش،
در زمهریر سکوتی تا ابدیتِ دنیا،
به چارپاره‌ای تشنه از نوشیدن آغوش هو”،
بدل گشت.
و دنیا
این آلودهْ مخلوق
چه می‌دانست بی‌رحمی او تا کجا دامن‌کشان
پیش خواهد رفت.
 
 
پ.کاش بخونی وقتی می‌نویسم که، هرچی روزا بیشتر می‌گذره، ازت بیزارتر می‌شم.
 
 
همه هـست آرزویم که ببینم از تـو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی بوَد از تو گفتگویی
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو ببُر سر از تن من ببَر از میانه گویی
به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم
شده ام ز ناله نالی ، شده ام ز مویه مویی
همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی
چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی
مثل نویسی آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم
سُفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. پیش از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج‌ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب‌ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد
که به دلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد. خاستگاه آن را گر چه به درستی آشکار نیست ولی از روی یافته‌
 
مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی تشرفاتی به طور مکرر به محضر مقدس حضرت ولی عصر ( ارواحنا فداه) داشته اند و این تشرف در مسجد مقدس جمکران اتفاق افتاده است:
در حیاط مسجد مقدس جمکران مشغول دعا و مناجات و توسل به محضر حضرت بقیه الله (روحی فداه) بودم که ناگهان سیدی با عظمت را دیدم با خود گفتم این سید از راه رسیده و شاید تشنه باشد به طرف او رفتم و لیوان آبی که در دستم بود به ایشان دادم . . .
وقتی لیوان را به ایشان دادم از او خواستم برای فرج امام زمان (ع) دع
الان قطع به یقین چند نفر به خونم تشنه ان :/
اینکه نظرات بسته هست دلیل خودشو داره
در هر لایکی یه عصبانیت قرار داره . میفهمم؛
درست نمیشه مگر معجزه بشه !
حرفی ندارم شاید شما حرفی داشته باشین
شاید یه سوال پیش بیاد چه جور تونستم 17 روز نباشم ؟
فکر نمی کردم به این راحتی فراموش کنم و دیگه دوست نداشته باشم که بیام اینجا
شاید بد کردم که از اول اومدم !

#اینم کامنت باز
کوثر  ( بزرگ بانوی اسلام)                                                
کودک بودی و دستانت به مهر
آیه های مادری می سرود
و فلک
گرداگرد تو می چرخید
در خانه ات دری گشوده بود
بابی به سوی نور
تشنگان حقیقت 
به تحیر در او می نگریستند
و چونان ریسمان چاه 
دلو تشنه ی خویش را 
از زلال نام او سیراب
و او 
سیراب نام تو بود.
***
ای کوثر پدر
مادر قله های شرف
در جوشش هزاره ی عشقت
هزار هزار بهار 
به تماشا نشسته است.
اشتراک با ذکر ماخذ mkianooshrad
خیال نکن من از آن‌هام که به جرعه آبی راضی شوم . حالا که بعد ِ عمری راه گم کرده‌ام و خودم را در ِ خانه‌ات یافته‌ام ، راضی مشو که به کم‌تر از بحر ِ عطش‌زای هفت‌هزار ساله‌ی چشم‌هات بازگردم . اصلا راضی مشو که دوباره و هزارباره نیم‌تشنه و نیم‌سیراب بازگردم و اسیر ِ این جهان ِ هزار رنگ ِ بی در و پیکر شوم . من دل‌خوشم به همین آوارگی ِ بی‌منتها در کُنج ِ خانه‌ی تو . به همین رقص ِ سماع ِ بی‌وقفه حول ِ ذره‌ای که با نیم‌نگاه ِ تو خورشید می‌شود  
آب ننوشیدن امام حسین علیه ­السّلام به خاطر تشنگی ذوالجناح»
رحمت بی­ حد به حیوانات اصلاً یک فرهنگ است در مکتب اهل بیت علیهم ­السَّلام.ماجرای آهو در رابطه با امام رضا علیه­ السَّلام فقط یک قصّه نیست.
روز عاشورا، وجود مقدّس سیّدالشّهدا علیه ­السَّلام حمله کردند به سمت شریعه­ ی فرات که چهار هزار مأمور از لشکر دشمن در شریعه بودند. با اسبشان وارد شریعه شدند، اسبشان خواست آب بخورد، حضرت فرمودند:
أنتَ عَطشان و أنَا عَطشان، و اللهِ لا أذوقُ الم
بعضی وقت‌ها هم باید به خودمان یادآوری کنیم که اگر در جایگاهی قرار گرفتیم و توی پستمان درست بازی نکردیم، مثلا اگر در خانواده به درستی محبت نکردیم و برای کسانی که دوستمان دارند کلاس گذاشتیم، خدا کار بندگانش را معطل یک موجود پر افاده و مسخره نمی‌گذارد ها! هزار تا بهتر و کار بلدتر از آدم‌های دماغ سر بالا در جامعه ریخته. از همه بهترش هم خدا. فقط او که کوتاهی می‌کند، خودش نعمت رشد را سوخت کرده رفته. اوست که زیانکار است، چون نه توفیق را جلب می‌کند
چرا همه ی نوجوانان علاقه به حضور در دانشگاه دارند؟ چرا این احساس نیاز به ادامه تحصیل در دانشگاه ها در تمام مناطق کشور برای هر دو جنسیت آنقدر حائز اهمیت است؟ آیا همه تشنه ی علوم، فنون و هنرها به شکل دانشگاهی هستند؟ آیا برای ادامه‌ی شغل پدری مدرک دیپلم کفایت نمی کند؟ آیا برای ورود به دنیای حرفه ای ورزش به مدرک دانشگاهی نیاز داریم ؟ 
ورزش روستایی در کاشمر باید جدی گرفته شود.
علاوه بر تلاش برای ایجاد امکانات ورزشی در روستاها، باید برای حفظ امکانات موجود نیز جدیت به خرج داده شود.
در کل دهستان بالاولایت کاشمر، تنها یک زمین چمن روستایی وجود دارد که در روستای عارف آباد قرار گرفته است.
ادامه مطلب
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است/ دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است!.
  تیغ بارد اگر آنجا که بود جلوۀ دوست/ تن ندادن ز وفا در دم خنجر عجب است
‏  تشنه‌لب، جان به لب آب سپردن سهل است/ تشنۀ وصل کند یاد ز کوثر عجب است‏ 
تنِ بى‌سر عجبى نیست گر افتد روى خاک/ سرِ سرباز ره عشق به پیکر عجب است‏
بسم الله الرحمن الرحیمناهار را که خوردیم مشغول شستن ظرف ها شدم و زیر لب با خودم غر غر می کردم. دستی به پاچه شلوارم چنگ زد اما زمزمه های من گوش هایم را کیپ کرده بود تا بشنوم آن پایین کسی چیزی می گوید. مامان از پشت سرم می آیند، به سمت امیر دولا می شوند و می گویند: "الهی من فدات شم. پلک ببین میزنه به پات میگه آب میخوام" لیوان را بر میدارم و خودم را با امیر هم قد می کنم. نفس های کوچکش که به صورتم می خورد، پرش قلبم را توی سینه ام احساس می کنم. قلپ قل
از جلوه های عرشی پیغمبرِ حسینزنده شده است خاطره ی مادر حسینبا احترام رفته علی در بر حسینآماده ی نبرد شده لشگر حسینتا اذن خواست، نور دو عالم اجازه دادلب تر نکرده بود، همان دم اجازه دادقله نشین معرفتِ کائناتِ حقمجذوبِ راه پرخطر و با ثبات حقآیینه ی تمام نمایِ صفات حقمانند مرتضی شده ممسوس ذات حقشأن علی، ز کل مراتب، فراتر استفیضِ شهادت است که مشتاقِ اکبر استوقت وداع شد، همه جا ریخته بهماز غربت و بلا، دو سرا ریخته بهمقلب تمام اهل ولا ریخته بهمای
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
دانلود کتاب های pdf دانشنامه فرش صرافی آنلاین ایرانیان اکسچنج ترجمه آهنگ های ترکی شلوار زنانه وبلاگ شخصی در مورد کار و امورات روزمره خانومانه Sa-Sa آشپزی ایرانی تولیدکننده نوارخطر09127007008