نتایج جستجو برای عبارت :

صداتو میشنوم

بهم گفت:"نکه تو کارهای مثبت هیجده نمیکنی!"چی؟چی گفتی؟نشنیدم!ههمیدونی تو بهم میگی کارهای مثبت هیجده کردی یکی ندونه فکر میکنه چه کارهایی که نکردم!من حتی با یه پسر دوست هم نشدم دیگه چه برسه به چیزای دیگهباورم نمیشه همچین چیزی رو ازت ميشنوم!اعصابم بهم ریختهازت متنفرم!اونقدر متنفرم که دلم میخواد همین الان به قتل برسونمتتو هیچ وقت نفهمیدی و نمیفهمی که حرفای به ظاهر سادت چه اثری توی روح من میزاره و بعد تو نگران اینی که من نماز میخونم با نه!برو
دانلود آهنگ آرومم با صدای علی سفلی تیتراژ سریال عطر عشق
با موزیکِ تو همراه باشید با آهنگ جدید: دانلود آهنگ آرومم وقتی تو کنارمی آرومم به نام آرومم با صدای علی سفلی به همراه متن ترانه و بهترین کیفیت
Download New Music BY :  Ali Sofla | Aroomam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Musiceto
متن آهنگ آرومم علی سفلی
♬♬♬
تا که صداتو ميشنوم میشینه خنده رو لبامحدی نداره عشق من از ته دل تو رو میخوامعاشق اون روزایی ام که هوا غرق بارونهمنو تو با یه چتر باز میزنیم بیرون از خونه♬♬♬آرومم و
نامه‌ی به هاجر یک ساعت و سی و شش دقیقه‌ی پیشه، قبل از اینکه برگردی. بهت گفته بودم این اتفاق میفته. که برمیگردی و به همه سر میزنی و اتفاقی میبینمت و میگم اینجایی؟ میگی اره دیگه. بعد الکی میگی می‌خواستم سورپرایزت کنم. هر چی می‌خوام نگاه خوبی داشته باشم نمیتونم، نمیذاری‌، نمیشه. وقتی باهام حرف می‌زدی صداتو نمیشنیدم. صدای هوهوی باد می‌اومد. صدای دلق دلق باد تو قاشق زنگ زده که با حلبی دورش از نخ آویزون شده. صدای افتادن قاشق پوسیده و تکه تکه شدن
کی بود؟ 13 بهمن شب از نیمه گذشته بود که زنگ زد. صدای خسته از کارش را حتی پشت تلفن و با گذر از بین خطوط مخابراتی هم میشد حس کرد. کمی حرف زد و پرسید چرا هنوز بیداری؟» 
گفتم :منتظرت بودم که زنگ بزنی و صداتو بشنوم گفته بودم که دلتنگتم». 
بحث را عوض کرد و پرسید:حدس بزن کجام؟» 
گفتم توی راه خونه؟» گفت نه. 
گفتم اوممم کاری که داشتی طرفای خونه ی ما بود؟» گفت نه. 
با صدا خندیدم و گفتم خب قطعا پایین پنجره اتاقم که نیستی » . بعد از یک ثانیه سکوت گفت ب
قبلاً بهش گفته بودم غم قشنگه. غم نجیبه و اصالت داره. غم باعث می‌شه بیشتر فکر کنی و کمتر حرف بزنی و بغض کنی. هنورم به حرفام معتقدم. هنوزم می‌گم غم خوبه. ولی اندازه داره. مثلاً باید در حد مواقعی که آهنگ طلوع نامجو رو گوش می‌دم بمونه. یا وقتایی که مزایای منزوی بودن رو می‌خوندم. وقتایی که خیره می‌شدم به باریکهٔ نوری که می‌افتاد کف کلاس. یا وقتی اون شعره رو با خودم تکرار می‌کنم یا حتی زمانایی که به صدای ساز دهنی گوش می‌کنم.اما وقتی این مرزو رد کنه
متن آهنگ تلفات از رستاک
میشه امشب با هم بریم بیرون میشه این قصه رو شروع کنیممیشه به جای آسمون امشب از دل سینما طلوع کنیموقتی تو عکس تار می افتی بغض وقتی صداتو میپوشهتو همیشه هیمشه زیبایی حتی وقتی چراغ خاموشهچشمات چشمه جوشان چشمه نه آب حیاتمن اسیرم اسیر چشماتم تو زمین لرزه ای دلم تلفاتچشمات چشمه جوشان چشمه نه آب حیاتمن اسیرم اسیر چشماتم تو زمین لرزه ای دلم تلفاتبی تو دنیای من تو این روزا یه اتاق نمور سرد و خفسحال و روزم بدون تو مثل حال و روز
بسهپاک شو
توروخدا پاک شو
نمیخام هروقت اسمتو ميشنوم قلبم بایسته.
نمیخام حالم بد شه.
نمیخام بشینم گریه کنم تا ساعت ها.
نمیخام صدای جیغ ممتد بشنوم تو سرم.
نمیخام نمیخام نمیخام
پاک شو از تو ذهنم.
پاک شو از خاطراتم.
پاک شو از همه زندگیم.
نمیخام مجبور شم هی خودمو دیسترکت کنم وقتی چیزی ازت ميشنوم.
نمیخام انقد اذیت شم.
نمیخام. نمیخام. نمیخام.
پاک شو.
لطفن.
پاک شو.
″ انیو اجوشی عزیزم حالت چطوره ؟ امیدوارم انقدر خوشحال باشی که نتونی توصیفش کنی ! امروز وقتی عکسات رو دیدم معلوم بود حسابی خوبی پس من خوشحالم امروز سالگرد هفتمین سالی بود که کسی به اسم‌ تو مهم ترین قدم زندگیش رو گذاشت تا شاید من 6 سال دیگه باهاش اشنا بشم و یهویی بشه کل زندگیم :) از اینکه امروز نتونستم ببینمت دلم میخواد خودمو بکشم ولی اینکارو نمیکنم ارمان های لاو یور سلف :) اجوشی میدونی بعضی وقتا فکر میکنم تو اصلا وجود داری یا ساخته ذهن منه ؟ حتی
صداتو بارون و شبمن و تو تو نور شمعکنارت آروم میشم آرامشمخیابون پاتوقمونموزیک مورد علاقمون واسه تو میمونمو واسم بموندلی دلی دلی دوست دارمت خیلی خیلی خیلی دوست دارمت یه چی میگمو تا تهشو بخونمیخوامتتکی تو مث ستاره واسم بقیه کو تا به پات برسن هرجا تنها شدی غصه نخورمن هستمدلی دلی دلی دوست دارمت خیلی خیلی خیلی دوست دارمت یه چی میگمو تا تهشو بخونمیخوامتتکی تو مث ستاره واسم بقیه کو تا به پات برسن هرجا تنها شدی غصه نخورمن هستمتا یه قدم دور میشی تو
دیشب میخواستم یه پست جدید بنویسم، یعنی خیلی اتفاقی تو برهوتی از اینترنت زدم رو سایت بیان و بالا اومد. یه هفته ست هیچ سایتی حتی داخلی ها برام بالا نمیاد و باز شدن صفحه بیان مثل این بود که از ته یه چاه بلاخره یکی صداتو شنیده. با اینکه زیاد اهل تل و اینستا نیستم اما سرچ کردن چیزایی که در لحظه برام سوال میشه و ذهنمو درگیر میکنه برام مثل یه عادت شده. یه عادت که خودمم نمیدونستم بهش اعتیاد دارم.
دیشب وقتی میخواستم شروع کنم به نوشتن ذهن درگیری داشتم که
 هرشبی ميشنوم یک نفر از دور مرا
به خودش خوانده و من دیر به آنجا برسم
‌‌
‌‌
بنظر ثانیه ها تاخت به هم میتازند
که مبادا سحری زود به فردا برسد


گر قرار است که تنها بروم تا دم مرگ
چه سبب بود چنین محضر تن ها برسم
****
با تشکر از دوست عزیز: 
мдjiD ××آریایــــــــیها××
از گوشه و کنار ميشنوم که انگار خبر ندارند که اینجا تعطیل نشده!
بلکه کمی جمع و جور تر شده!
و محفلی خصوصی تر.
اگر از اندک دوست داران این پن‌دار نویسه ها بودی
بیا. اما خودت را و انگیزه ات را معرفی کن.
چون متن هام سمی اند!
باید آماده مردن باشی!
http://eitaa.com/pen_daar
پ.ن: سعیم بر این‌ست که خواب آسوده اینجا را بر هم نزنم!
خوشم میاد خدا تا یه کار اشتباهی انجام میدم یا از سر ندونم کاری یا حالا هر اشتباهی به ۴۸ ساعت نکشیده چوبشو میزنه!!پ.ن: تیتر یعنی اینکه هرکی که چوب خدا رو میخوره صداشو خودش میشنوه و صدا هم منظور صوت نیست منظور فهمیدن اینکه چجوری خورده.
اونطوری که یادم میاد جز اولین کارهای من بود که قصد کردم باهاش کار طراحی رو شروع کنم
این کار رو به تقلید از پوستری با همین مضمون که سایت "مسافر کربلا" طراحی کرده بود انجام دادم .
حس خوب شروع طراحی رو هنوز از توی این طرح ميشنوم 
 
ما سرمون بره سر شاه شهیدان بمونهما جونمون بره نام پیر جماران بمونهجوونیمون بره ولی پیر خراسان بمونهتا فرج حضرت مهدی عج
عشقولانه هرکسی برای خودش راهی دارد… کوچه ای… کافه و نسکافه فروشی و شاید عطری… که بعد از مدت ها… خاطره ها دلش را می درند! استاتوس سرخ میشوی وقتی میشنوی عاشقت هستم…
زرد میشوم وقتی ميشنوم دوستش داری…
چهارشنبه سوری به راه انداختیم…
سرخی تو از من…
زردی من از تو…
تو همیشه میپری و من . . همیشه برای تو می سوزم.
میدونی ؟من ، همیشه بی مقدمه بودنو دوست داشتم!مقدمه چینی ، همیشه خیلی وقت می بره ،با کلی کلمه های رسمی و یه عالمه حرف و تاریخ وامضا کنارش یا شاید یه مهر رسمی قرمز کنار اون نامه وتازه ، بدون پرِ سفید ! چون به هر حال فیلم و دراما که نیس ،فوقش یه نامه ی اداری سیاه و سفید دیگه ستکه با یه پوزخند روونه ی سطل کاغذ باطله ها میشه بدون اینکه اون کلمه های تکراری تایپ شده ی غیر دست نویس حتییه بار هم خونده بشه . کلمات رو اعصابی نظیر "منطقی باش" !"فکر کن " "به صلا
اینجا هیچ چیز طبیعی نیستژانر: وحشت و ماجراجویی پارت: چهارم نویسنده: امیرحسین
از پله ها پایین نیومده بودم که پدرم زنگ زد سریع تلفنو جواب دادمو گفت: سر جلسه است و بعدا زنگ میزنه فقط خواست نگران نشم.
گوشیو قطع کردم و مایک گفتم: حالش خوبه گمونم الان بهتره یه جایی پیدا کنیم که بتونم بفهمم اون تاریکی چیه؟مایک سریع گفت: من می دونم کجا واسه این کار خوبه!با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم جای خاصی مد نظرت هستش؟گفت آره زمین بسکتبال هم دورش حصار بلند کشیده ش
زیر پنجره‌ی اتاقم یک کافه است. با صندلی‌های چوبی که داخل پیاده‌رو چیده شده و همیشه خدا جمعی دور میزش نشسته‌اند. 
هر چند شب یکبار از اتاقم شمارش مع جمعی را ميشنوم که با هیجان از ده تا یک میخوانند و بعد با صداهای شادشان فریاد میزنند "تولدت مبارک" من شمعی را تصور میکنم که فوت و آرزوهای مگویی که در دل خوانده میشود.
کافه و آدمهایش روز و شب به یادم می‌اورند که زندگی در جریان است، مردم می‌آیند و میروند و روی فنجان‌ها رد ماتیک قرمز مینشیند و پاک
زیر پنجره‌ی اتاقم یک کافه است. با صندلی‌های چوبی که داخل پیاده‌رو چیده شده و همیشه خدا جمعی دور میزش نشسته‌اند. 
هر چند شب یکبار از اتاقم شمارش مع جمعی را ميشنوم که با هیجان از ده تا یک میخوانند و بعد با صداهای شادشان فریاد میزنند "تولدت مبارک" من شمعی را تصور میکنم که فوت و آرزوهای مگویی که در دل خوانده میشود.
کافه و آدمهایش روز و شب به یادم می‌اورند که زندگی در جریان است، مردم می‌آیند و میروند و روی فنجان‌ها رد ماتیک قرمز مینشیند و پاک
 
 
کتاب یادت باشد»، داستان زندگی شهید حمید سیاهکالی‌مرادی،دومین شهید مدافع حرم استان قزوین است که در کمتر از ده روز به چاپ هجدهم رسید.
این کتاب، عاشقانه‌ترین کتاب شهدای مدافع حرم برای شهید پاییزی دفاع از حریم اهل بیت (ع) است. شهید سیاهکالی‌مرادی، در پاییز سال 89 به کربلا رفت، در پاییز سال 91 عقد کرد، در پاییز سال 92 ازدواج کرد و نهایتاً در پاییز سال 94 به شهادت رسید!
این کتاب به روایت همسر شهید نوشته شده است و طراحی جذاب جلد آن، گویای همین غرب
پارسال این موقع تو همین ساعت ریحانه نشسته بود و همینطور ک به تلفن نگاه می‌کرد اشک هم می‌ریخت! پارسال همین موقع ریحانه برا دومین بار نشست و فیلم دلشکسته رو دید! با این تفاوت که ایندفعه با هرتیکه‌ش از ته دلش اشک می‌ریخت! پارسال این موقع ریحانه تنها بود! خیلی راحت می‌تونست برگرده . خیلی راحت می‌تونست دوباره به باباش دروغ بگه . ولی نکرد!! منتظر شد تا ببینه "او" اصلا می‌فهمه؟! اصلا می‌فهمه که دخترک عاشق پیشه‌ش نیست؟! پارسال همین موقع نشستم و
میتونم وایسم تو خونه داد بزنم بگم اذیتش نکن؟ بله میتونم
میتونم بخاطرت چک بخورم؟ بله
میتونم کوله پشتیمو بردارم بیام پیش تو زندگی کنم؟ بله همین فردا
میتونم از پدرم شکایت کنم و حقی رو ازش سلب کنم؟ بله میتونم
.
چرا نمیکنم؟
چون اینا راه های سختن
راه های سخت همراه محکم میخواد
تو همراه محکمی هستی؟ برای یک امضا برآشفته میشی
امضایی ک حتی حاضر نیستی دربارش با من همفکری کنی!
.
بذارم تو بری باهاش صحبت کنی؟ بپرسی ک ایا لات هستی!؟ معتادی؟ زن داری!؟
برو بپ
همه چیز این دانشکده عجیب و غریب و کاملا غیرقابل پیش بینی است. هر لحظه منتظرم که کل مجموعه فرو بریزد ولی بسیار برایم جالب است که همچنان به کار خودش ادامه میدهد. دانشکده ای که ادعا میکند در آن برنامه ریزی برای تسک های غیرقطعی را تدریس میکند حالا برای قطعی ترین و بیسیک ترین کارها هیچ پروتکل مشخصی ندارد. اینجا سیستم درس گرفتن شبیه فیلم hunger game میماند و همه چیز براساس شایعات پیش میرود. آنهایی که 4سال در اینجا بوده اند حالا خوب میدانند که پیچ و مهره ه
شنیدن جمله ی "لاغر شدی!" اصولا واسه خانوما بسی موجبات شادیه مگه اینکه خانومی زیر چهل کیلو باشه
این جمله رو این روزا زیاد ميشنوم![الان من خیلی شادم]
از وقتی وارد خابگاه شدم و حوصله ی غذا پختن و خوردن ندارم اینجوری شدم البته این هفته هم مامانم دید دیگه اگ همینطوری ادامه بدم، از صفه ی روزگار محو میشم! غذا برام فریز کرد ک البته همونم موقع گرم کردن سوزوندم
و ازونجایی ک کلن توو خونه خوب غذا میخورم و توو خوابگاه کم غذام، خواهر گرام منو به شتری تشبیه
آخر هفته های دلگیر و سرد ! و هیچکی نباشه گرمت کنه خون رو توی رگهات به جریان بیاره .
مهمم نیست باشه ! دروغ چرا مهمه ها ولی من حس میکنم کسی نمیتونه برام اینکار رو بکنه .
این زوزه ی بادی که ميشنوم یکم حس دلتنگی رو بهم القا میکنه خصوصاً وقتی تنهام .
امتحاناتم شروع میشه شنبه ، ۲۲ بهمن هم تموم میشه !
این ترم اصلا سرکلاسهام نرفتم و شل ول گرفتمش ! گاهی اوقات از این همه بی هوا بودنم عصبانی میشم .
باید تا قبل از عید بتونم وزنم رو ثابت کنم و کمتر پاشم برم دک
سلام بر طبیبی که بیماران غریب عشق را که کنار شفاخانه ضریحش دخیل معرفت بسته ‏اند را می‏نوازد و درِ شفاخانه پنجره فولادش به روی همه بیماران هدایت و سلامت باز است.
سلام بر او که سریر شاهی ‏اش را کنار می‏گذارد و با غلامان خود پای سفره دلشان، با هم نان غصه می‏خورند. السلام علیک یا معینَ الضُعفا و الفقراء.
نمی دانم چه سری است که هر بار که ميشنوم اشک در چشمانم جمع می شود: السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.
تارو پود وجودم یخ زد؛ از همان لحظه ای که برا
شنیدم که میگفت دیگه مثل تکه سنگی شدم.سالها دوری و ندیدن ها ، سنگینی روزگار و زخم زبان کسانی که دوستشون داریم خرابم کرده ،  احساسی ندارم حتی حرف هم نمیزنم ولی من میگم
سنگدل ترین آدم روی زمین هم که باشی یک لحظه یک آنناگهان یاد کسی روی قفسه ی سینه ات سنگینی میکنه اونوقت بی اختیار نفس عمیق میکشی و رو به سمتی که دلت میگه بغض میتری و .بهش نگاه میکنی و دلخوریهاتو میاری بالااونوقت هرچی دلت میخواد میگی دل پر از غصه ات روخالی میکنی حتی بهش ناسزا
سلام و درود به خوانندگان عزیز وبلاگ 
گهگاهی مقایسه های ناجوری درمورد ایران عزیز و کشور ها یا حکومت های دیگه از بعضی از دوستان ميشنوم که در جوابشون بنده هم گاهی نکاتی  رو ذکر میکنم.اکنون تصمیم گرفتم بعضی خبرها و فیلمهایی که میبینم رو  جهت استفاده دوستان و خوانندگان عزیز رو وبلاگ بزارم امیدوارم مفید واقع بشه.
ضرب وشتم یهودیان در اسرائیل +فیلم
"شائول بن کیش" فعال یهودی منتقد رژیم صهیونیستی، با انتشار فیلمی از حمله نیروهای اسرائیل به یک کنیسه
 
یه لحظه آیلینو به عنوان یه بچه ده ساله تصور کنید. خب. کردید؟ میدونم خیلی کار سختیه ولی برای درک ماجرا لازمهXD
 
من اوتاکو بودم. عاشق و شیفته انیمه و یه درک خیلی سطحی از کیپاپ داشتم. در حد اینکه آره تو کره جنوبیه و خواننده ان. اینم بدونید من به جز های و کیتی پری و اوپنینگا به هیچ خواننده دیگه ای گوش نمیدادم.
یه روز، یه میکس انیمه ای دیدم و عاشق آهنگش شدم. از کسی که درستش کرده بود پرسیدم اسم آهنگش چیه؟ و اون جواب داد I got a boy از گر جنریشن.
سرچ کردم
نمی دونم از کجا شروع کنم؟
از خوبیت از امیدت از حرفهای پر از ماهت یا از چشات که من رو کشته حتی از عصبانیتت چون اونم بران غنیمته 
کاش بدونی که چقدر دوستت دارم کاش بدونی ارزشت بیشتر از این حرفاست تو برام مثله بارانی که برام همیشه سبکی میاره
مثله باران از آسمون به دل عاشق من می باری مثله باران صدات برای دلم آرام ونرم است.
چه خوبه بودنت و چه خوبه که حس کردنت را در وجودم دوست دارم و اینکه چقدر دلم میخواد سرت را روی شانه هایم بگذاری و
حرفهای دلت رو بهم

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
چهله بچه محله امام رضا (علیه السلام) بهترین شرکتهای باربری تهران و ایران حرفهایی که گفته نشد سلامت خانم فیلم مــــای آر بــــی تیــ عکاسی وبلاگ جاوید ژنراتور در رگ تاک